به گزارش مفدا، جشنواره کشوری "خاطره نویسی عهد جانانه" با حمایت معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت و به همت دانشگاه علوم پزشکی اهواز در محورهای پنجگانه "خاطرات کادر درمان در مراکز درمانی و بهداشتی"، "خاطرات دانشجویان از فعالیتهای فرهنگی و جهادی"، "خاطرات دانشجویان در خط مقدم مقابله با کرونا"، "خاطرات کارکنان و دانشجویان نظام سلامت در دوران بیماری" و "خاطرات خانواده کادر درمان در دوران شیوع بیماری" برگزار شد.
«در شرایط کرونا»
حدود یک ماه از آمدنم به کشور آلمان برای ادامه تحصیل نمیگذشت که بحران کرونا گریبان این کشور را نیز گرفت و ترس و واهمه قابل توجهی را بر فضای عمومی آن غالب ساخت. زمان کوتاهی از این موضوع نگذشته بود که کلینیکی که من در آن مشغول به تحصیل شده بودم، به دلیل اینکه یکی از پزشکان محقق شاغل در آن با یک بیمار کرونایی که از قضا دوستش بود، دیدار و ارتباط داشت، به حالت تعلیق کاری درآمد و از همه ما خواسته شد کار را در خانه و فعلاً به مدت دو هفته بصورت دورکاری ادامه بدهیم.
دیری نپایید که ویروس ناشناخته و نوظهور کرونا، مانور قدرت و هراس افکنی خود در نقاط مختلف شهر و نیز شهرهای دیگر کشور مدرن و جهان اولی آلمان را همانند سایر کشورها رقم زد تا بیشتر دانشگاهها، ادارات و سازمان های این کشور را وادار کند به حالت تعلیق و دورکاری تغییر رویه بدهند. در ادامه، بحث و زمزمه قرنطینه کردن شهرها و اعمال محدودیت و سختگیری های قانونی رفت و آمد و بیرون زدن از خانه توسط پلیس، با سرعتی بالا در هر کوچه و خیابانی شایع شد و احتمال رخ دادن قریب الوقوعش، قوت بیشتری در اذهان شهروندان آلمانی گرفت تا بتوان به وضوح حالتی از استرس و اضطراب را در برخوردها و رفتارهایشان مشاهده نمود.
همین احتمال و شایعات قرنطینه شدن و بسته شدن فروشگاهها و مغازه ها، کافی بود تا مردمی را که آوازه فرهنگ، انسان دوستی و انسان مداری اشان، شهره هر کوی و برزنی از کشورها و قاره های مختلف جهان از جمله ایران خودمان است را وادار کند قالب و پوسته مدرنیته جا افتاده بر خود را به چنین شایعه و تلنگری بشکنند و برای تأمین مایحتاج اولیه مورد نیاز خود، در خالی کردن قفسه های فروشگاه ها، با سبقتی بی سابقه از سایرین، کوچکترین تعللی نکنند و بصورت مستمر و بی وقفه، مواد غذایی مختلف به ویژه گوشت و لبنیات و مواد بهداشتی از جمله اسپری و ژل ضد عفونی کننده و دستمال توالت را بخرند و در خانه نگهدارند مبادا در آینده از لحاظ تامین نشدن نیازهای غریزی خویش، متحمل رنجش، کمبود، فشار و استرسی گردند! و همه اینها در حالی بود که من بعنوان یک فرد خارجی و غریب، اصلا ًدچار چنین استرس و نیاز به خرید غیرمتعارف و بیش از نیاز معمول نگشتم و در آن بحبوحه، وقتی در یکی از فروشگاه ها با قفسه خالی اینگونه موارد اشاره شده مواجه شدم، یا از خریدشان صرف نظر کردم یا مواردی را به عنوان جایگزینشان تهیه نمودم! هرچند شدت این وضعیت با ورود قدرتمند دولت در روزهای آتی رخداد این قضیه، پخش زنده تلویزیونی سخنان صدر اعظم با مردم و همچنین اعمال نظم، مقررات و دستورالعمل های مشخص، به سرعت کمرنگ گردید اما وقوع حتی حداقلی آن هم حائز نکات و پیام های قابل توجهی در رفتارشناسی و روان شناسی مردم این کشور می باشد که در مجموع، این حادثه، خاطره ای جالب و قابل تامل را برای من رقم زد که فکر نمی کنم هیچگاه آن را فراموش کنم!
با خود فکر میکنم اگر با چنین تلنگر سبک و نه چندان مطرحی، واکنش مردم این کشور پیشرو، مرفه و مدرن این چنین بود، اگر شرایط دشوارتری مثل یک هزارم تحریم هایی که سالیان سال است ناجوانمردانه بر کشور و مردم سرزمین من اعمال شده، برای آنها پیش بیاید، واکنششان در آن صورت چه خواهد بود؟! آیا در آن حالت هم می توانند رفتارهای انسان دوستانه و مترقی را که در حالت نرمال و معمول، مدعی بروز آن هستند، از خود نشان دهند؟! در این میان، ناخودآگاه، فکرم مشغول مردم کشور خودم میشود که همیشه از سالیان دور، این باور عمیق در ذهنم وجود داشته است که اگر مردم به اصطلاح بافرهنگ غرب در شرایط یکسان با مردم ایران به ویژه از لحاظ فشارهای اقتصادی قرار گیرند، به نظرم واکنش ها و رفتارهایشان به هیچ وجه قابل قیاس نخواهد بود! چرا که بحران کرونا هر چند موقت و گذرا، اما ثابت کرد بین ادعای تمدن و فرهنگ داشتن با نحوه واکنش واقعی نشان دادن در میدان عمل در روز امتحان، تفاوت از زمین تا آسمان است و در شرایط ایده آل، مرفه و پیشرفته، هر انسانی حتی اگر اهل دور افتاده ترین و مجهول ترین جزایر بی نام و نشان این کره خاکی هم که باشد می تواند آرام و با پرستیژ، عمل و رفتار کند! اما مهم، عکس العمل در شرایط استرس و فشار است که این حالت، می تواند متر ارزنده ای برای سنجش عیار واقعی انسانیت و فرهنگ مردم یک کشور باشد.
به امید سربلندی همیشگی ایران و ایرانی
ارسال نظر